برچسب:
نویسنده: نوید نوروزی
برچسب:
نویسنده: نوید نوروزی
برچسب:
نویسنده: نوید نوروزی
برچسب:
نویسنده: نوید نوروزی
برچسب:
نویسنده: نوید نوروزی
گاهي كه گند زدي
و نياز به بخشش داري
بايد بيشتر نگاهت كنند تا آرام شوي..
ميخواهي بيشتر مورد توجه قرار بگيري و طلبكار هم ميشوي..
وگرنه حس سبزي گنديده در زباله دان را خواهي داشت..
اين روزها بيشتر به من نگاه كن عشقم...
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۶ساعت 9:55 توسط بخچال|
برچسب:
نویسنده: نوید نوروزی
غمين ، جدا و دور مانده ميبينمت ز خويش
درمان چگونه كنم زخم هاي خاطرم
عمري عسل بوده ام و اكنون ،چو زهر نيش
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۶ساعت 10:9 توسط بخچال|
برچسب:
نویسنده: نوید نوروزی
برچسب:
نویسنده: نوید نوروزی
خود من..
در من زنی زندگی می کند ، که هر روز ، حرف به حرف الفبای زندگی را مرور می کند ؛ می خواند و می نویسد و باز به حرف اول می رسد ؛ حرفی که سرآغاز حیات اوست .زنی که گاهی مثل خواب یک نوزاد ، آرامِ آرام است ؛ و گاهی ترس و نگرانی و احساس ناامنی از دورترین فاصله از چهره اش پیداست .زنی که در همه حال ، مغرور و محکم و استوار گام برمی دارد ... هیچگاه به خودش اجازه نمی دهد از ترفندها و میان برهای خاص زنانه استفاده کند ؛ تا به هدفش برسد ... و به شدت معتقد است باید راهی را انتخاب کند که فرداها از خودش شرمنده نباشد و بتواند با افتخار سرش را بالا بگیرد و به پشت سرش نگاه کند .درون من زنی زندگی می کند که همواره ناگفته هایش بیش از گفته هاست ؛ ولی یک وقت هایی دلش می خواهد با کسی همدل و هم آه حرف بزند ... اما باز خودداری می کند ؛ و خود را به تحمل و شکیبایی می خواند ؛ و حرف هایش را برای همیشه در تاریکخانه ی ذهنش پنهان می کند .زنی که منم ... و گاه خسته ترین شکل حیات را تجربه می کنم . انگار دستی ستاره ها را ، رنگین کمان را از آسمان کودکی ام دزدیده ... کودکی که ماه را به موهایش سنجاق می کرد و با دستانی باز ، میان سبزه ها می دوید و شعاع نور را که از لا به لای شاخه های درختان می تابید ، با عشق بغل می کرد .این روزها ، زنی در من نفس می کشد که تپش های زندگی را سخت لمس کرده است ؛ و حال تمام وجودش قلبی شده که
برچسب:
نویسنده: نوید نوروزی
برچسب:
نویسنده: نوید نوروزی
متوجه منظورم كه ميشويد ؟
اصلا انگار
گير كرده است بينِ بودن و نبودن ها
و همين
نصفه و نيمه بودن هاست
كه تمام ميكند
من را...
نوشته شده در دوشنبه هشتم آبان ۱۳۹۶ساعت 2:18 توسط بخچال|
برچسب: نمیدانم,
نویسنده: نوید نوروزی