برای حرف هایی که نمیشه گفت ب کسی
برای حرف هایی که دلم میخواست بگویم ب عزیزی که نه میشه داشت و نه میشه نداشت ، یعنی میخواهم کنار خدا داشته باشم و او کنار خدا می ترسد و مرا با خدایم نمی خواهد، هرکداممان را جدا جدا می خواهد..
از جمعمان می ترسد و نفهمیدم چرا..
گفتم بیا و دوتایی ما را بخواه، گفت تنها خدا و تنها تو
دلش بامن است و دوستم دارد
و دلش با خداست و دوستش دارد..
اجازه دارد هردو را نگهدارد ولی باز هم...
کاش آنقدر که دلتنگ من است و من هم دلتنگ به خود بیاید و بیاید
ما نمیخواهیم گناه کنیم و میتوانیم و نمی خواهد حلال هم باشیم...
این روزها فقط می خواهد از من خبر داشته باشد و تصویر پروفایلم اغنایش میکند و ساعت آخرین بازدید م...
این روزها بد روزهایی هستند...
بار شخصیت اجتماعی و خانوادگی جفتمان سنگین
و چینی جفتمان شکننده است...
من از خیلی چیزها در خفا چشم پوشیده ام و او هم
در بیان میگوید احترام چیزی را نگهداشته که عملا آن را پشت سر گذاشته ایم..
این روزها بد روزهایی هستند...
نوشته شده در شنبه ششم آبان ۱۳۹۶ساعت 16:15 توسط بخچال|
برچسب:
نویسنده: نوید نوروزی